حسن حسن زاده آملى
170
هزار و يك كلمه (فارسى)
فاعل عالم به فعل خود باشد يا نباشد . و نيز مرحوم استاد فاضل تونى در كتاب الهيّات ، فاعل بالتسخير را تعريفى كرده است كه خالى از دغدغه نيست . عبارت آن جناب اين است : فاعل بالتسخير ، عبارت است از اين كه فعل ، بىاراده از آن سر زند و فاعل شأنيّت اختيار داشته باشد ، مثل آن كه كسى را مجبور كنند به كارى . اين تعريف ، چنان كه ظاهر است ، تعريف فاعل بالجبر است كه براى فاعل بالتسخير آورده است ، اگر چه انطباق آن با تعريف فاعل بالجبر نيز درست نمىشود ؛ زيرا ، فاعل بالجبر ، در فعل خود بىاراده نيست . فاعل بالعشق ؛ جناب استادم الهى ، رضوان اللّه تعالى عليه ، در كتاب نامبرده ، فاعل بالعشق را بر اقسام فاعل افزوده و فرموده است : ما با آن كه عقايد و سخنان مشاء و اشراق و خصوص عقيده محقق طوسى و صدر المتألّهين و عرفا را قابل هر گونه تقديس مىشماريم و صاحبانش را صاحب افكار عاليه و مقام شامخ در حكمت مىدانيم ، باز به فكر قاصر ، فاعليّت ديگر بر اقسام هشتگانهء مذكوره افزودهايم و آن ، « فاعل بالعشق » است . و مراد ما آن است كه فاعل ، از عشق به ذات خود ، محبّت به هيأت ذات خود پيدا كند و آن محبّت ، سبب ايجاد گردد . و حق متعال ، فاعل اوّل را بدان گونه فاعل دانيم . ذات بارى ، عزّ اسمه ، به عشق به ذات خود و هيئات ذاتى خود ايجاد عالم فرمود . بيانش آن كه چون ذات واجب تعالى در فوق نامتناهى در حسن و جمال و كمال وجودى است ، از مشاهده و حضور ذاتش در مقام ذات ، عشق و ابتهاج نامتناهى بر آن ذات حاصل باشد و از آن ابتهاج و عشق ، حب به ظهور هيئات كمال خود كه صور موجودات است پيدا كند و به صرف آن عشق و ابتهاج ، ايجاد خلق كند ، پس از عشق و ابتهاج به ذات خود ، ابتهاج و عشق به هيئات ذاتى خود دارد و بر اين عشق بىهيچ سبب و واسطه و غرض ، نظام آفرينش كه آثار و مجالى هيئات ذاتى او است مترتّب شود ، پس او ، فاعل بالعشق است .